تبليغاتX
ور نسيمي جنبد به رهش نجوا را ناروني نيست
(مهندس بازرگان پشت تریبون مجلس)

مي‌خواهم راجع انتخابات مجلس آينده صحبت کنم.

نهضت آزادي اولين گروهي خواهد بود که با مقابله با استبداد و رجعت طاغوت خواهد پرداخت. اما آرمان مشترک، يعني مثلث مقدس آزادي ملت، استقلال مملکت، استقلال جمهوري اسلامي با دو اصل مقدس ديگر، يعني حاکميت ملي و اجراي قانون اساسي، مخمسي تشکيل مي دهند که پنج ضلع آن وابستگي ملازم متقابل با هم داشته، حيات و قوامشان در گروي انتخابات آزاد مي باشد.
اگر ما مجلس آزاد مستقلي نداشته باشيم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد، دير يا زود جمهوري اسلامي مانند سلف خود مشروطيت سلطنتي با حفظ صورت و عنوان، تبديل به نوعي استبداد و نظام طاغوتي متکي به استيلاي خارجي خواهد شد. هميشه و همه جاي دنيا استبداد از روزي شروع شده است که يک شاه، يک خاندان، يک طبقه و حتي يک مکتب خواسته است ولو با حسن نيت و به قصد خدمت، خود را يگانه مالک، يگانه مسئول و يگانه مامور بر سايرين تصور و بر جامعه تحميل نموده، وقعي به رضايت و راي مردم ننهد. در حاليکه مجلس هاي شوراي واقعي و آزادي هاي اجتماعي، آخرين و بلکه يگانه سنگرهاي استقلال کشورها و ضامن بقاء و سعادت ملت ها هستند.

شما نمايندگان محترم و کساني که زمام امور، فعلاً در اختيارشان است، دو راه در پيش داريد:
اجراي انتخابات در شرايط و جو حاضر
انجام انتخابات واقعاً آزاد و ملي بر طبق قانون اساسي

بديهي است که در شرايط حاکم و محيطي که روزنامه ها و رسانه هاي گروهي، راهپيمايي ها و اجتماعات، محاکم و منابر، نهاد ها و جمعه ها حالت انحصاري يک طرفه داشته، مخالفين و معترضين و غير موافقين، محروم از روزنامه و اجتماعات و سخنراني هاي عمومي باشند و در صورت نامزد انتخابات شدن، نگران از حملات و خطرات شديد، خصوصاً در شهرستان ها باشند، با چنين احوال و اشکالات، هيچ انتخاباتي را هيچ آدم منطقي منصف، انتخابات آزاد نخواهد گفت.

عکس العمل طبيعي و معني دار مردم اگر به حال خود گزارده شوند، تعلل و تقليل مشارکت است، بنابراين از پشت اين تريبون اعلام مي نمايم که انتخابات خالي از آزادي و نظارت ملي و مجلس حاصل از آن فاقد کمترين اثر براي اهداف فوق و عاري از اعتبار و ارزش از نظر شرعي و قانوني و حقوقي بوده، هر اکثريتي که آورده شود و هر ادعايي که از استقلال و تاييد مردم بنمايند، مردود و باطل است.

انتخابات واقعاً آزاد اين است که اسماً و رسما به دور از تبعيض و تظاهر و از هم اکنون که چند ماه به زمان انتخابات مانده است، اعلام و اجراي آزادي گرديده، اجازه نطق و نوشتن و گرد آمدن، آن طور که قانون اساسي و قانون مطبوعات مقرر داشته است به موافق و مخالف داده شود؛ همه افراد ملت در اظهار عقيده و انتقاد و اعتراض در انتخابات نمايندگان خود آزاد باشند و از تهمت و تهديد...

(در این لحظه نطق پیش از دستور مهندس بازرگان به دلیل اعتراض شدید و شعارهای مرگ بر بازرگان راه‌يافتگان مجلس و سکوت رضایت آمیز هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس نا تمام می‌ماند)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 16:49  توسط مصطفی  | 

سلام

من حضورم کم کم پر رنگ تر خواهد شد؛به بهانه انتخابات

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 16:41  توسط مصطفی  | 

سلام
مطمئنم که برمیگردم و دوباره می نویسم
الان سرم شلوغه ،به بهانه ی انتخابات حتماً می نویسم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 12:17  توسط مصطفی  | 

وبلاگ به علت آزادی دوستان فعلا تعطیل است ؛امیدوارم برای همیشه تعطیل بماند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 17:50  توسط مصطفی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 16:32  توسط مصطفی  | 

 
 

با شروع دور جديد دستگيري ها احتمال آن مي رفت كه به دليل نزديكي به 18 تير و به دليل پيشگيري از بروز اتفاقات خاص اين برهه زماني، نهادهاي امنيتي اقدام به دستگيري فعالين نموده اند.ليكن ادامه روند بازداشت ها و بازداشتهاي احتمالي كه از اين پس رخ خواهد داد موضوع را از حد دستگيري هاي مقطعي فراتر برده و به نظر مي رسد با فرا رسيدن فصل تابستان و تعطيلي دانشگاهها برنامه سركوب پله پله در دستور كار قرار گرفته باشد.
در سالهاي گذشته حاكميت در سالهاي نزديك به انتخابات با آزادتر كردن فضا سعي داشت انتخاباتي پر شور تر برگزار كند ولي با توجه به وضع نابسامان اقتصادي و نارضايتي ها و شرايط نامطلوب ايران در جهان، حاكميت و خصوصا نهادهاي امنيتي (كه رييس جمهري محبوبتر از احمدي نژاد نخواند داشت) ديگر اميدي به بازگرداندن مردم به پاي صندوق هاي راي ندارند و به اين نتيجه رسيده اند كه با فرض حضور مردم نيز نتيجه بر فوق مراد آنها نخواهد بود و رسوايي بازندگي بازي انتخابات براي آنها سخت خواهد بود .آنها به خوبي درك كرده اند كه اينبار ديگر سنگيني وزن آراي مخالف دست آنها را براي هر نوع تقلبي خواهد بست.دولت و حكومت از هر حربه اي براي حفظ قدرت استفاده خواهند كرد ،بايد در نظر گرفت احمدي نژادي كه رفتني است و اگر برود اميدي به بازگشت نخواهد داشت (با شناختي كه از شخصيتش به دست آمده) در سال آخر پلهاي پشت سر را ويران مي بيند اين فرد به عنوان تنها منجي مظلومين و نماينده امام زمان خود را محق مي بيند در راستاي دفاع از كيان اسلام(!!) از هر ابزاري براي بقاي خود استفاده كند.
به نظر ميرسد هدف او فرسايش نيروهاي مخالف و راه كارش دستگيري هاي پي در پي و پراكنده است.بار خبري دستگيري تك تك اعضاي دفتر تحكيم بسيار سبك تر است تا دستگيري يكجا بنابراين ابتدا هاشمي و هدايت و كم كم بقيه...فصل تابستان فضا را براي او مهياتر كرده خالي بودن دانشگاهها و پراكنده بودن فعالين در شهرستانها فرصت مناسبي است تا ضمن كاستن از بار خبري و تبليغاتي و همچنين فرار از هياهوي دانشگاه از يكسو و از ديگر سو به دليل نبود هماهنگي لازم بين دانشجويان از يكسو فشار بر حاكميت كم شود، و از ديگر سو بار تصميم گيري و تلاش براي آزادسازي دانشجويان و فعالين بر دوش خانواده هايشان بيفتد.خانواده هايي كه يا به دليل نا آشنا بودن با سياست يا نگراني هاي خود هم ترس و اضطراب بيشتري در مواجهه با نهادهاي امنيتي دارند و هم زودتر تحت تاثير وعده ها و تهديدها قرار مي گيرند.

 

قطعاً سال آخر دولت احمدي نژاد سال سختي براي جنبشهاي مختلف است.

+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 15:1  توسط مصطفی  | 

 

از جنبه هاي مختلف مي توان به شباهتهاي شرايط پذيرش قطعنامه 598 و بحران هسته اي پرداخت،در اين مقاله سعي مي شود به تاكتيك هاي تبليغاتي جمهوري اسلامي و اثر آن بر تصميم گيري هاي بحراني پرداخته شود.

 

« جنگ جنگ تا پيروزي» ،«راه قدس از كربلا مي گذرد»، «ما سرنوشت جنگ را در جبهه هاي جنگ تعيين مي كنيم نه پشت ميز مذاكره» و نهايتاً تشبيه پذيرش قعنامه به جام زهر،اينها تنها گوشه اي از فضاي سنگين تبليغاتي دوران جنگ است.فضايي كه شور و اشتياق وافري در قشر جوان و مذهبي آن روزگار به وجود آورد و عملاً ادامه جنگ به عنوان يك «وظيفه شرعي »و بدتر از آن «يك امر بديهي» در ميان مردم جا افتاده بود.اين امر در زمان جنگ به نفع نظام حاكم بود چراكه هيچگاه سيل انساني ارسالي به جبهه ها براي عملياتها –چه بي هدف چه هدفمند- متوقف نشد(هرچند در سال آخر اين روند رو به نزول رفت) ليكن در وقت تصميم حساس پذيرش قطعنامه اين تبليغات و هياهوها آنچنان فضاي جامعه را تحت تاثير قرار داده بود كه مسئولين مملكت با وجود داشتن ادله كافي براي پذيرش قطعنامه ،در مقابل خواست و انتظار توده تصميم گيري را بسيار سخت مي ديدند.اين امر تا آنجا پيش رفت كه در خاطرات هاشمي رفسنجاني آمده كه وي ازآيت ا... خميني درخواست نمود به خاطر تبعات احتمالي پذيرش قطعنامه اين اقدام از طرف آقاي هاشمي صورت پذيرد و بعد امام وي را عزل نمايد.اينجاست كه مي شود به بحران تصميم گيري پي برد،بحراني كه حتي ممكن بود هاشمي به عنوان يك مهره كليدي نظام براي يك تصميم گيري حذف شود.

 

حتي بعد از پذيرش قطعنامه عده اي كه فقط به خاطر دستور رهبري جبهه ها را ترك كرده بودند و به خيال خود هيچ دليل منطقي براي آن نداشتند مگر اطاعت از امام ،بلافاصله پس از عمليات فروغ جاويدان درخواست از سرگيري جنگ را دادند.بحران هنوز ادامه داشت ولي كسي جرات مخالفت نداشت!

 

در شرايط فعلي نيز نظام در ظاهر با 5+1 در گير است ولي در واقع به دليل تبليغات بيش از حد و بديهي نشان دادن نياز به غني سازي و تلقين آن به عنوان يك خط قرمز براي نظام در اذهان توده مردم ،با ذهن توده درگير است و نمي داند در صورت پذيرش تعليق ،با افكار عمومي چه كند!نمي داند طرفدارانش در ميان بهت و سردرگمي ناشي از چنين تصميمي چه قدر ريزش خواهند داشت و با توجه به عدم حضور شخصي مثل آيت ا... خميني براي اعمال تصميم بي چون و چرا و اعلام تصميم مطلق ،نمي دانند در صورت نياز به اخذ چنين تصميمي ،مسئوليت آن بر عهده چه كسي باشد كه اولاً وجهه و جايگاه لازم براي اخذ اين تصمييم را داشته باشد و ثانياً ضربه كمتري به اشخاص رده بالاي حاكميت وارد شود.

 

اين عوامل باعث شده تصميم گيري مسئولين در رابطه با انرژي هسته اي همواره در هاله اي از ابهام و غير قابل پيش بيني باشد و هميشه در آخرين لحظه اعلام مي شود غني سازي اورانيوم خط قرمز نظام است و باز به نقطه اول برمي گرديم.به هر حال دير يا زود نظام مجبور خواهد شد مانند دفعات قبلي بين افكار توده و فشارهاي خارجي موازنه اي ،نه براي مصلحت كشور كه براي تداوم حكومتش انجام دهد و تصميم نهايي را بگيرد.

-------------------------------------

پي نوشت : علي صابري آزاد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 9:21  توسط مصطفی  | 

    سلام دوستان
من مطمئنم پدر علي صابري تهديد شده.چند روز اخير نه به تلفنها جواب ميده نه به پيغامها(حداقا در مورد من).موفق كاتب هم كه در مشهده جواب نمي ده و طي تماسي كه با ناصر پويا فر داشته گفته شرايط مشهد كاملا امنيتي و پليسيه و نمي تونه تماس بگيره.

با این کارها فقط انگيزه ام بيشتر شده...

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 8:49  توسط مصطفی  | 

علي صابري شامگاه 17 تير در مشهد به همراه چند تن از فعالين دانشجويي دستگير شد.
وكالت علي در دور قبلي دستگيري با آقاي سلطاني بود ولي اينبار به دليل اينكه علي در مشهد دستگير شده هنوز وكيل محلي وي مشخص نشده.
هنوز مشخص نشده علي توسط چه نهادي دستگير شده و حالا در اختيار كدام نهاد امنيتي قرار دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 10:19  توسط مصطفی  | 

 
 
 
 
 
 

 دختر دانشجوي دانشگاه زنجان كه مورد تعرض قرار گرفته بود بازداشت شد!
قوه قضاييه هم اعلام كرد با كساني كه جرم را افشا كرده اند برخورد خواهد شد!
اين هم از شاهكار قوه عدالت پرور قضاييه. بعد از چندين مورد تعرض به دانشجويان دختر توسط مسئولين منتسب دولت نهم و كاركنان حراست كه همگي به علت نبود ادله تكذيب شد و همچنين بعد از صدها تعرضي كه من و شما در مهد علم و انديشه ديده و شنيده ايم ( مخصوصا در همين اواخر ترم كه نمره ها اعلام مي شود) و همگي بغض شد و در گلو ماند،اينبار هم كه هوشمندي دانشجويان زنجاني استاد بسيجي دانشگاه زنجان را رسوا كرد،دختر دانشجو كه فشار عصبي تحميل شده از طرف استاد بسيجي امان او را بريده بود و چاره اي نديد جز اينكه دست به دامن انجمني ها(به قول همان استاد نامسلمانها) شود بازداشت شد!
چندي پيش در دانشگاه هنر دانشگاه تهران براي اينكه يك استاد با دو انگشت موي يك دختر را گرفت دانشگاه سياه پوش شد و ماتم و روضه و وااسلاما... و حالا همانها در فاجعه رسوايي استادانشان آنچنان خفه شده اند كه انگار هيچوقت صدايي از گلويشان بيرون نيامده،انگار هميشه سنگ بوده اند... و واقعا هميشه سنگ بوده اند.
سردار رشيد اسلام (سردار زارعي را مي گويم) هم كه آزاد شد و انقريب است كه فاحشه هاي هم بستر با مجري طرح امنيت اجتماعي به جرم اغفال سردار بازداشت شوند!
مسئول دانشجويان شاهد ايثارگر وزارت علوم با كلي ريش و پشم و تسبيح بعد از ساعت كاري در حال .... با كارمند خانمش رسوا مي شود و جالب اينكه اين كارمند زن شوهر و دو فرزند داشت.....آي سنگها هنوز ساكتيد؟
يك قاضي به جرم لواط دستگير مي شود!خوشا به غيرت اين قاضي كه خودكشي كرد....وسنگهاي بي غيرت هنوز ساكتند!

--------------------------------------------------------------------------------------

تكميل خبر : دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.
آنها كه زنده ماندند و فيلم داشتند و حمايت دانشگاه آخر محكوم شدند بيچاره اين دختر كه خودش را كشت معلوم نيست فردا چه فسادهايي كه به او نسبت نمي دهند.... بيچاره او كه مرد و نمي تواند بگويد در حراست چه گذشت...
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 11:46  توسط مصطفی  |