خوش به حالت آقاي خامنه اي
خوش به
حالت آقاي خامنه اي
خوش به
حالت كه در خيابان هاي اين شهر قدم نمي زني تا پيرمردي را ببيني كه از گرسنگي بر
سر گذر ايستاده و خجالت مي كشد دست دراز كند تا طلب كند و من كه مي بينم ديوانه مي
شوم از ناراحتي...
خوش به
حالت كه قدم نمي زني در اين شهر تا مادري را ببيني كه با دختر كوچكش در خيابان را
افتاده ،خودفروشي مي كند تا نان شب فرزندش را به دست آورد و نمي بيني كه به اين
فكر كني كه چرا دخترش را همراه مي آورد؟!ولي من مي دانم ،مي دانم كه او دخترش را
همراه مي كشد تا شايد آن مرد خشن دلش رحم بيايد و پولش را ... بايد دل به رحم آنها
ببندد تو كه نمي بيني كه دلت بسوزد و من كه مي بينم بايد تحقير شوم و بميرم كه يك
مَردم در اين شهر مسلماااااان
خوش به
حالت سيد علي
كه آنقدر
صداي آدمهاي تكراري در بيت فضاي گوشت را پر كرده كه نمي شنوي...نمي شنوي صداي شكستن
استخوانهاي مردم را زير بار فقـ...صل علي محمد بوي خميني آمد...
دستهايت را
كه به تمثيل بالا مي آوري تا بر سر ملت بكشي زياد ديده ام ...صاف و تميز ... هيچ
مي داني دستهاي پينه بسته ي يك كارگر پير وقتي آخر ماه حقوق را جلوي خانواده مي
برد چقدر شرمگين است...آقاي خامنه اي مي داني با حقوق بازنشستگي يك كارگر پير چند
كيلو برنج مي توان خريد...چند كيلو گوشت...چند كيلو مرغ....و ادامه بده...
هيچ فكر
كرده اي جمعه ها سهم پيرزن از مهماني نوه هايش فقط شرمندگيست؟!!
آقاي خامنه
اي
شايد باورت
نشود ولي قلب درد كهنه باز به سراغم آمد،مي ترسم ادامه بدهم و باز سر و كارم به
بيمارستان و... مثل خيلي روزها....خوش به حالت كه تا به حال از غصه ي ملت به
بيمارستان نرفته اي...خوش به حالت